X
تبلیغات
چرا؟
یک گفتگوی دوستانه
واقعا چرا بايد بعضي ها خيلي زيبا حجاب داشته باشند و بعضي ها بيحجاب؟

دليل حجاب يا بي حجابي شما چيست؟دليل اينكه با حجاب مخالفي يا با بي حجابي چيه؟

  خواهش ميكنم خيلي منطقي بياييم با هم گفتگو كنيم.

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

بعضي ها زحمت ميكشند ميايند تا اينجا ولي حيف كه از نظر و اعتقاداتشون حرفي نميزنند و بدون نظر دادند ميرند فقط در بخش نظرسنجي ميگن وبلاگ بدي هست لطفا بگيد كدام مطلب و چرا بد هست تا عوضش كنم.

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و سوم تیر 1392ساعت 17:7  توسط سميه | 
با سلام خدمت بازدید کنندگان گرامی من قصد دارم در این وبلاگ چرا های بعضی از مسائل را در یابم امیدوارم با نظرات ارزشمند خود ما را در این وبلاگ یاری فرمائید.

نایت اسکین

من خواهش دارم از دوستانی که در نظر سنجی شرکت می کنند علت خوب یا بد بودن وبلاگ در بخش نظرات اعلام دارند البته به نظر من کسی که میاد میگه این وبلاگ بد هست ونظر نمی گذاره معلومه که حرفی برای گفتن نداره شجاع باشید و نترسید و قاطعانه از نظری که میدهید حمایت کنید ما فقط می خواهیم اینجا یک گفتگوی دوستانه داشته باشیم.

نایت اسکین

هر مطلبی که در وب گذاشته میشه وموضوع بحث قرار می گیره تا چند وقت به عنوان پست ثابت گذاشته میشود تا بازدید کنندگان گرامی از موضوع مورد بحث اطلاع داشته باشند. 

 

راستی اگه دوست داشتید پیشنهاد موضوع بدهید.ممنونم.

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هشتم مرداد 1391ساعت 14:37  توسط سميه | 
روزی رسول خدا (ص) نشسته بود، عزراییل به زیارت آن حضرت آمد. پیامبر از او پرسید: ای برادر! چندین هزار سال است که تو مأمور قبض روح انسان ها هستی، آیا در هنگام جان کندن آنها دلت برای کسی سوخته است؟
عزراییل گفت در این مدت دلم برای دو نفر سوخت:
1-   روزی دریایی طوفانی شد و امواج سهمگین آن یک کشتی را در هم شکست همه سر نشینان کشتی غرق شدند، تنها یک زن حامله نجات یافت او سوار بر پاره تخته کشتی شد و امواج ملایم دریا او را به ساحل آورد و در جزیره ای افکند و در همین هنگام فارغ شد و پسری از وی متولد شد، من مأمور شدم که جان آن زن را بگیرم، دلم به حال آن پسر سوخت.
2-   هنگامی که شداد بن عاد سالها به ساختن باغ بزرگ و بی نظیر خود پرداخت و همه توان و امکانات و ثروت خود را در ساختن آن صرف کرد و خروارها طلا و جواهرات برای ستونها و سایر زرق و برق آن خرج نمود تا تکمیل نمود. وقتی خواست به دیدن باغ برود همین که خواست از اسب پیاده شود و پای راست از رکاب به زمین نهد، هنوز پای چپش بر رکاب بود که فرمان از سوی خدا آمد که جان او را بگیرم، آن تیره بخت از پشت اسب بین زمین و رکاب اسب گیر کرد و مرد، دلم به حال او سوخت بدین جهت که او عمری را به امید دیدار باغی که ساخته بود سپری کرد اما هنوز چشمش به باغ نیفتاده بود اسیر مرگ شد.
در این هنگام جبرئیل به محضر پیامبر (ص) رسید و گفت ای محمد! خدایت سلام می رساند و می فرماید: به عظمت و جلالم سوگند شداد بن عاد همان کودکی بود که او را از دریای بیکران به لطف خود گرفتیم و از آن جزیره دور افتاده نجاتش دادیم و او را بی مادر تربیت کردیم و به پادشاهی رساندیم، در عین حال کفران نعمت کرد و خود بینی و تکبر نمود و پرچم مخالفت با ما بر افراشت، سر انجام عذاب سخت ما او را فرا گرفت، تا جهانیان بدانند که ما به کافران مهلت می دهیم و لی آنها را رها نمی کنیم.
+ نوشته شده در  پنجشنبه پانزدهم اسفند 1392ساعت 21:17  توسط سميه | 
 
حزب الله بیدار است از بی حجاب بی زار است

منافق ، بدحجاب ، عامل استکبار است

فرموده رهبری اجرا باید گردد - تذکر لسانی احیاء باید گردد

فساد و بی حجابی خواسته استکبار است - فساد و بی عفتی حربه استکبار است
 
+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم مرداد 1392ساعت 0:58  توسط سميه | 
 
تنها با فاصله یک روز از هتک حرمت به دختر چادری آمر به معروف در منطقه پونک، یک زن چادری همراه با فرزند ۳ ساله‌اش در محله خانی‌آباد تهران مورد ضرب و شتم یک بدحجاب قرار گرفت.

23 تیرماه امسال اتفاقی تأسف بار رخ داد که پس از انتشار آن در رسانه‌ها، احساسات عموم مردم مسلمان جامعه جریحه دار شد، خبری با این تیتر « ماجرای کشیدن چادر از سر دختر آمر به معروف در ماه رمضان ». شمس، دختر آمر به معروف 30 ساله‌ای است که در منطقه پونک تهران مورد اهانت و هتک حرمت یک خانم بدحجاب قرار می‌گیرد تا جایی که خانم بدحجاب، تلاش بر کشیدن چادر و روسری از سر این آمر به معروف می‌کند اما موفق نمی‌شود.

24 تیرماه یعنی تنها پس از گذشت یک روز از ماجرای خانم شمس، معصومه فراهانی، زن چادری دیگری در محله خانی‌آباد تهران، مورد ضرب و شتم یک زن بدحجاب قرار می‌گیرد. ماجرایی که جزئیات آن را خانم فراهانی برای خبرنگار گروه جامعه فارس توضیح می‌دهد.

فارس: شرح ماجرا را این طور آغاز کنیم که 24 تیرماه است و شما پس از اقامه نماز در مسجد به همراه فرزند 3 ساله خود، راهی منزل خود در محله خانی‌آباد می‌شوید، در مسیر، چه اتفاقی برای شما رخ می‌دهد؟

فراهانی: من روزه بودم و برای اقامه نماز و صرف افطار، همراه با فرزند 3 ساله‌ام به مسجد رفتیم ساعت تقریباً 10 شب بود در مسیر که داشتم می‌آمدم داخل کوچه 2 نفر خانم را دیدم که روسری‌های خود را دور گردنشان انداخته بودند و داشتند به سمت ماشینشان می‌رفتند، ظاهرشان تعجب آور بود، اول سعی کردم با نگاه هشداردهنده، باعث شوم که حجابشان را رعایت کنند اما آنها نگاه طلبکارانه‌ای را تحویل من دادند، در مرحله بعد سعی کردم یادآوری کنم که آنها در کجا زندگی می‌کنند و فقط خطاب به آنها گفتم «ببخشید خانم‌ها آیا اینجا ایران نیست؟» جواب دادند که « ایرانه که ایرانه!» گفتم « به نظر شما نباید حداقل، تابع قوانین کشوری باشیم که در آن زندگی می‌کنیم؟» اما دیگر جواب این سوالم را ندادند و به جای آن مشت‌هایی بود که نثارم می‌کردند.

فارس: در حالی که بچه، همراه شما بود این اتفاق رخ داد کسی در کوچه نبود که به کمک شما بیاید یا حداقل، فرزند شما را از این صحنه دور کند؟

فراهانی: اول که یکی از آنها دستهایم را گرفت و نفر بعدی با مشت به سر و صورتم می‌زد بچه‌ام کاملاً شاهد ماجرا بود و داشت زهره ترک می‌شد تا اینکه آقایی متدین آمد و فرزندم را بغل کرد و از ما کمی فاصله گرفت و بعد از آن، اوباش دور ما حلقه زدند و از آن بدحجاب‌ها پشتیبانی می‌کردند. در مقابل نیز بسیجی‌های محل به کمک من آمدند و من را از دست آنها نجات دادند.

فارس: یعنی شما ایستادید تا آنها شما را با مشت‌هایشان، سیاه و کبود کنند و عکس‌العملی نشان ندادید؟

فراهانی: من خودم رزمی‌کار هستم اما چون هدف من دعوا با این افراد نبود و می‌خواستم امر به معروف کنم هیچ استفاده‌ای از توان بدنی خودم نکردم. من می‌خواستم در ماه مبارک رمضان، فقط به آنها یک گوشزد کوچکی داشته باشم که آن هم، زبانی بود.

فارس: این اتفاق، در همان کوچه، فیصله پیدا کرد؟

فراهانی: نه با کمک بسیجی‌های محل به کلانتری خانی‌آباد رفتیم اما حامیان آن خانم‌ها تلاش می‌کردند که من به خاطر کتک‌هایی که خورده‌ام رضایت بدهم ولی من شکایت کردم چون حرکت آنها غیرمنصفانه بود.

فارس: بعد از شکایت چه اتفاقی افتاد؟

فراهانی: من به پزشک قانونی رفتم و در آنجا نیز میزان لطمه‌ای را که خورده بودم ثبت شد و آن خانمی هم که بنده را مورد ضرب و شتم قرار داده بود و صورتم را به شدت، کبود کرده بود یک شب بازداشت شد و تنها با گذاشتن یک قبض برق منزل به عنوان وثیقه، آزاد شد در حالی که در خودروی این خانم، انواع سلاح سرد وجود داشت و از سوی دیگر نیز کاملاً در کوچه، کشف حجاب کرده بود، دو موضوعی که دو اتهام مجزا محسوب می‌شدند.

فارس: در حال حاضر اوضاع روحی و جسمی شما و فرزندتان چطور است؟

فراهانی: فرزندم که هنوز از دیدن صحنه آن شب، به شدت مضطرب است خودم هم چون به نفس کاری که انجام داده‌ام ایمان دارم صدمات آن را می‌پذیرم هنوز کبودی‌های مشت‌های آن زن بدحجاب را هر روز با خودم در کوچه و خیابان‌های این شهر شلوغ می‌برم اما نمی‌گذارم امر به معروف و نهی از منکر در این شهر بمیرد.

 

منبع:http://www.tabnak.ir

شما چه قضاوتي ميكنيد؟چرا رفتار غير انساني در وجود بعضي ها ريشه دوانده؟

افسوس.......

+ نوشته شده در  دوشنبه هفتم مرداد 1392ساعت 0:43  توسط سميه | 

حجاب محدودیت است اما برای چشم‌های شیطان!

فاطرنیوز: زن محجبه، همانند مروارید در صدف هست و زن بی حجاب و بد حجاب، قیمت خودشان را پایین آورده اند و همانند ریگ و کلوخ می مانند.

گروه فرهنگی فاطرنیوز: شاید فکر کنید اشتباه املائی هست، نه درست خواندید “بی حجابی محدودیت می آورد”. در سال های قبل و بعد از پیروزی انقلاب اسلامی، هجمه وسیعی به حجاب و قشر زن و ترویج فرهنگ بی بند و باری شد و هر روز تز و نظریه جدیدی در مورد حجاب داده می شود.

 
اگر شما واژه حجاب را در جستجوگرها سرچ کنید، از هجمه وسیع و بی واقفه دشمن مطلع می شوید و این عبارت را شنیده اید که: “حجاب محدودیت می آورد” و دلایلی را که برای محدودیت حجاب ذکر می کنند بدین شرح است: با رعایت کردن حجاب، زن نمی تواند زیبایی و جمال خودش را به دیگران نمایان کند؛ زن نمی تواند در هر رشته ورزشی شرکت کند؛ زن نمی تواند در هر شغلی مشغول به کار شود؛ با رعایت حجاب زن نمی تواند لباس های خودش را به مردم نمایش دهد و…
 
اما من در نظر دارم محدودیت هایی که در بی حجابی هست را ذکر کنم تا بر ما ثابت شود که بی حجابی هم محدودیت هایی دارد.
 
اگر کسی (زنی) حجابش را رعایت نکند:
 
۱٫ به چشم های هرزه اجازه دیدن خود را می دهد و با این کار، خودش را به نگاه های هرزه محدود کرده است. (یعنی محصور در نگاه های حرام می ماند)
 
۲٫ چون می خواهد چشم های هرزه را از زیبایی خود پر کند، بالتبع از خانواده خود غافل می شود و نظام خانواده او پاشیده می شود.
 
۳٫ به دیگران اجازه تعدی به خود را می دهد.
 
۴٫ چون به فکر جلوه دادن زیبایی خود به دیگران است از خدای نامحدود خود غافل می ماند و خود را در حد جسم بی ارزش محدود می کند.
 
۵٫ به خاطر نداشتن حجاب، دیگران به خود جرات نگاه کردن و تعدی به وی را می دهند، که بالتبع او دچار بیماری روحی و روانی می شود (پس محدود است) و…
 
افرادی که به حجاب زن و چادر ایراد می گیرند، معنای مصونیت را نمی دانند.
 
مصونیت را با یک مثال بیان می کنم: اگر که شما به بیماری گوارشی مبتلا شوید، پزشک، شما را از خوردن برخی غذاهای خوشمزه و لذیذ منع می کند و دلیل منع کردن او، برطرف شدن بیماری شما هست. آیا این کار پزشک محدودیت به شمار می رود؟  این کار پزشک برای برطرف شدن بیماری شما تجویز شده است.
 
در بحث حجاب هم، خداوند برای مصونیت (محفوظ ماندن) زن و پاک ماندن او، جامعه و همچنین رساندن زن به مقام انسانیت و کمال او را امر به حجاب می کند.
 
درپایان؛ آیا محفوظ ماندن مروارید در صدف، ضربه ای  به شأن و اعتبار مروارید می زند؟ خیر؛ اینچنین نیست. اگر اینگونه بود که باید ریگ ها و کلوخ ها دارای قیمت و اعتبار باشند و منظور من از این مثال  این بود که  زن محجبه، همانند مروارید در صدف هست و زن بی حجاب و بد حجاب، قیمت خودشان را پایین آورده اند و همانند ریگ و کلوخ می مانند.

منبع:http://faternews.ir/?p=63997

 

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392ساعت 18:18  توسط سميه | 
در کتاب مقدس مسيحيت «انجيل» آمده : «همچنين اي زنان، شوهران خود را اطاعت نماييد تا اگر بعضي نيز مطيع كلام نشوند، سيرت زنان ايشان را بدون كلام دريابد چون ‏كه سيرت طاهر و خدا ترس شما را ببينند و شما را زينت ظاهري نباشد از بافتن موي و متجلّي شدن به طلا و پوشيدن لباس بلكه انسانيت باطني قلبي در لباس غير فاسدِ روح حليم و آرام كه نزد خدا گران‏بهاست زيرا بدين‏گونه، زنان مقدسه در سابق نيز كه متوكّل به خدا بودند، خويشتن را زينت مي‏نمودند و شوهران خود را اطاعت مي‏كردند مانند ساره كه ابراهيم را مطيع بود و او را آقا مي‏خواند و شما دختران او شده‏ايد».1

در روايات ما نيز چنين آمده است: حضرت عيسي فرمود: از نگاه كردن به زنان بپرهيزيد؛ زيرا شهوت را در قلب مي‏روياند و همين، براي ايجاد فتنه در شخصِ نگاه كننده كافي است. 2
دكتر «حكيم الهي» استاد دانشگاه لندن در كتاب «زن و آزادي» پس از تشريح وضعيت زن نزد اروپاييان، در مورد حكم پوشش و حجاب زن نزد مسيحيت، عقايد «كلمنت» و «ترتوليان»، (دو مرجع مسيحيت و دو اسقف بزرگ) را درباره حجاب بازگو مي‏كند: «زن بايد كاملاً در حجاب و پوشيده باشد، مگر آن‏ كه در خانه خود باشد زيرا فقط لباسي كه او را مي‏پوشاند، مي‏تواند از خيره شدن چشم‏ها به‏سوي او مانع گردد. زن نبايد صورت خود را عريان ارائه دهد تا ديگري را با نگاه كردن به صورتش وادار به گناه نمايد.

براي زن مؤمن عيسوي، در نظر خداوند، پسنديده نيست كه نزد بيگانگان به زيور آراسته گردد و حتّي زيبايي طبيعي آن نيز بايد مخفي گردد؛ زيرا براي بينندگان خطرناك است». 3

پي نوشت:

1- انجيل، رساله پطرس رسول، باب سوم، فقره 1 – 6
2- سفينة البحار، ج 2، ص 596
3- الهي، حكيم، زن و آزادي، ص 53

 

 

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری هفتم www.pichak.net كليك كنيد







+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و ششم تیر 1392ساعت 8:58  توسط سميه | 
عصریک جمعه ی دلگیردلم گفت بگویم بنویسم که چراعشق به انسان نرسیده است؟چراآب به گلدان نرسیده است؟

چرالحظه ی باران نرسیده است ؟وهرکس که دراین خشکی دوران به لبش جان نرسیده است به ایمان نرسیده است وغم عشق به پایان نرسیده است .

بگوحافظ دلخسته زشیرازبیایدبنویسدکه هنوزم که هنوزاست چرایوسف گمگشته به کنعان نرسیده است؟

چراکلبه ی احزان به گلستان نرسیده است ؟دل عشق ترک خورد گل زخم نمک خوردزمین مردزمان برسردوشش غم واندوه به انبوه فقط بردفقط بردزمین مردزمین مرد خداوندگواه است دلم چشم براه است ودرحسرت یک پلک نگاه است ولی حیف نصیبم فقط آه است همین آه خدایابرسد کاش به جایی برسدکاش صدایم به صدایی .....

عصراین جمعه ی دلگیر وجودتوکناردل هربیدل آشفته شودحس توکجایی گل نرگس ؟به خداآه نفس های غریب توکه آغشته به حزنی است زجنس غم ماتم زده آتش به دل عالم آدم ای عشق مجسم که به جای نم شبنم بچکدخون جگردم به دم ازعمق نگاهت نکندبازشده ماه محرم که چنین می زندآتش به دل فاطمه آهت به فدای نخ آن شال سیاهت به فدای رخت ای ماه بیاصاحب این بیرق واین پرچم این مجلس واین روضه واین بزم تویی آجرک الله!

عزیزدوجهان یوسف درچاه دلم سوخته ازآه نفس های غریبت دل من بال کبوترشده خاکسترپرپرشده همراه نسیم سحری روی پرفطرس معراج نفس گشته هوایی وسپس رفته به اقلیم رهایی به همان صحن وسرایی که شما زائر آنی وخلاصه شودآیاکه مرانیزبه همراه خودت زیررکابت ببری تابشوم کرب وبلایی؟

 به خدادرهوس دیدن شش گوشه دلم تاب نداردنگهم خواب نداردقلمم گوشه ی دفترغزل ناب نداردشب من روزن مهتاب ندارد همه گویندبه انگشت اشاره مگراین عاشق دلباخته ی دل سوخته ارباب ندارد؟توکجایی؟توکجایی؟شده ام بازهوایی شده ام بازهوایی.....توکجایی.... توکجایی.....گل نرگس.....

 تصاوير زيباسازی وبلاگ،قالب وبلاگ،خدمات وبلاگ نويسان،آپلودعكس، كد موسيقی، روزگذر دات كام http://roozgozar.com

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 5:46  توسط سميه | 
  یک آقایی در طی نظراتی این سوالها را مطرح کردند که من  هم براشون سوالات جواب دادم توی این پست به طور کامل گذاشتم تا راحت تر خوانده بشود .



چرا کسانی که به عدد یک اعتقاد دارن ... تلاش می کنن که به طرف دار های عدد 2 ثابت کنن عدد یک بهتره؟
و به طریقه ی اولی کسانی که به عدد 2 اعتقاد دارن چنان می کنن با طرف دار های عدد یک.
که چی؟

شما به حجاب اعتقاد داری؟ خوب حجابت رو رعایت کن. چه اصراری داری که به کسانی که اعتقادی به حجاب ندارن ثابت کنی که حجاب خوبه؟
کسانی هم که به حجاب اعتقاد ندارن؛ کوچک ترین حقی ندارن که به شما اعتراض کنن و یا تمسخر کنن که چرا حجاب دارین.

اصلا حرف امر به معروف و نهی از منکر رو هم نزنین که خودتون می دونین نیست. چون شناختن معروف و منکر خیلی سخته و خدا نکنه آدمی درست نشناسه معروف و منکر رو و تازه بخواد این کار رو هم در مورد تصور غلط خودش انجام یبده. و الزاما با تعصب و اصرار...
کامنت ها رو می خوندم... به نظر خودتون من نوعی با خوندن این کامنت ها به چیزی رهنمون می شم؟

من مردم و برام فرقی نمی کنه که حجاب دارین یا نه. اینا رو برای خودتون گفتم...

 

 

سلام ممنونم از حضورتون.
مگه اشكالي داره بر فرض اگه عدد يك بهتره اون ترويج پيدا كنه
همين دست رو دست گذاشتنا كه به من ربطي نداره و هركسي اعتقاد خودش داره وفلان... كار دستمون داده
مرد يا زن بودن ربطي به حجاب نداره حجاب هم براي مرد هم براي زن از خود قرآن ميشه اينو فهميد
چه اشكالي داره آدم به چيزاي خوب رهنمون بشه
در آخر با زدن حرف هايي كه زدين چي رو ميخواهين ثابت كنين؟
چرا با تعصب پستاي منو خوندين اشكالش چيه؟اگه بگين هرجاش بد باشه اصلاح ميكنم.

 

به نظرم حرفم رو خیلی بد گفتم چون از کامنتی که برام گذاشتین حس کردم که اصلا نتونستم منظورم رو برسونم.
البته در این که پرسیده بودین از گفتن این حرف ها چه منظوری دارم...؟ تعجب کردم. خودتون نوشتین بیایین با هم گفتگو کنیم...
حتی نوشتین بعضی ها زحمت می کشن میان تا این جا و ...
حالا به نظر شما من از حرف زدن با شما و گفتن عقایدم ممکنه چه منظوری داشته باشم؟؟؟


حرف من اینه که ملاک و معیارتون برای معروف و منکر چیه و چه کسی قضاوت می کنه که عدد یک از دو بهتره؟ که شما می خواهید بقیه رو راهنمایی کنین که عدد یک بهتره؟
برای یکی عدد یک خوبه
برای دیگری عدد 5
دلیل نمی شه چون برای شما عدد یک خوبه برای من هم خوب باشه
من همین نقد رو در کامنتم به آدم هایی که حجاب رو مسخره می کنن هم داشتم. می بینید؟ به اون قسمتش توجه نکردین.

خوب دقیقا کسانی که بی حجابی رو بهتر می دونن مثل شما اعتقاد دارن که بهتره و می خوان که شما رو هدایت کنن به روش بهتر. دقیقا همون کاری که خودتون می کنین... نه؟


از اينكه گفتم از اين حرفها چه منظوري دارين به خاطر اين بود كه از يه طرف ميگيد با تعصب كامنت ها رو خوندم خب منم گفتم اشكالش چيه بگيد تا رفع اشكال بشه از طرف ديگه من گفتم گفتگوي منطقي شما مغلطه ميكنيد

اينكه ميگيد چه كسي قضاوت ميكنه ملاك معيار  براي اينكه بر فرض  يك از دو بهتره چيه خب معلومه دين ماست من نميگم يك بهتره من طبق قرآن وديني كه داريم ميگم حجاب بهتره و خود خدا گفته حجاب من كيم كه بگم چي خوب يا بد

توجه هم كردم كه شما فرمودين به كسي ربطي نداره كه حجاب ديگري رو مسخره كنه از اين حرفتون خوشم اومد

من اگه به حجاب تشويق كنم ديگري به بي حجابي به نظر شما واقعا كارمون يكسان ؟؟؟

به نظر من زمين تا آسمون فرق داره چون من دلم ميخواد به ياري خدا حجاب ترويج كنم (البته فكر نكنيد منظورم اينه كه حالا ميخوام بيحجابي از تو كل جامعه بردارم نه اين كار من نيست ولي منم به عنوان عضو كوچيكي از جامعه ميتونم تو اين كار سهيم باشم)و راهي كه خدا فرموده ولي بي حجابي راه شيطون به نظر شما اين يكيه؟

يه چيز ديگه شما فرمودين كه كسي كه بيحجابه خب ميخواد شما رو به اين كار تشويق كنه منم گفتم ميخوام علتش بدونم اگه دلايل منطقي آورد كه حجاب بد منم قانع ميشم و بيحجاب ميشم .

 

 

 

 خداوند در دین اسلام که من خیلی دوستش دارم گفته حجاب داشته باشین. ولی در دین مسیحیت نگفته. درسته؟ و البته در هیچ دین دیگری. اما در دین اسلام گفته زن مسلمان باید حجاب داشته باشه. خوب؟ حالا چرا ما باید این قضیه رو به زن غیر مسلمان هم تسری بدیم؟

هیچ کجا گفته شده که زن غیر مسلمان هم باید حجاب داشته باشه؟ اما ما مجبورشون می کنیم...

حالا شما می گی ملاکت برای این که حجاب بهتره دینه...
خوب مگه سایر ادیان از طرف خداوند نیست؟ پس چرا دو زن یکی مسلمان و دیگری مسیحی که هر دو به احکام دینشون عمل کردن هر دو می رن بهشت؟ حال آن که این محجبه است و دیگری خیر...
وقتی خود خداوند دین رو اجباری نمی دونه ما می خواهیم به زور دین رو به مردم بدیم.

من شخصا حجاب خانم ها رو دوست دارم نه به خاطر این که بهتره... بلکه به این دلیل که می گم به چیزی پایبندن و برای خودشون چارچوبی دارن. اما هرگز به خانمی که حجاب نداره با تعصب نگاه نمی کنم و بهش نمی گم چرا.

سلام...

 

 

تو اسلام گفته درسته ولي فكر نميكنم تو مسيحيت به طور مطلق روي بيحجابي مانور بده.
اگه تاريخ بريم درست بخونيم پوشش از ابتداي تاريخ وبلكه قبل از اسلام هم وجود داشته منتهي حد وحدود آن فرق داشته.
در اينكه ميگي مجبورشون ميكنيم خب كشور ما يك كشور اسلامي چرا تو آمريكا و اروپا كسي مجبور نميكنن اگه پستا چرا حجاب اجباري است رو بخوني در اين مورد به پاسخ كاملتري ميرسي
در اينكه هر دو زن مسلمان و مسيح ميرن بهشت من فكر ميكنم بستگي به زمان انتخاب دين هم بستگي داره منظورم اينه كه اگه زن مسيحي قبل از اسلام زياد حجاب نداشته با بعد از اسلام جريانش خيلي فرق داره چون كاملترين دين اسلام حالا شايد بگي تو ميخواي دين رو هم تحميل كني ولي اصلا اين طور نيست يكي از بزرگواران در سخنرانيشون فرمودند خود خدا ميگه هيچ اجباري تو دين نيست :لا اكراه في الدين چون مثل روز روشنه مثل اينكه بحواهيم به كسي تحميل كنيم اين وقت از شبانه روز صبح روشنه!

برام جالبه كه از حجاب خانم خوشت مياد ودر عين حال از بيحجابي رنج نميبري.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و پنجم تیر 1392ساعت 5:34  توسط سميه | 

اول از همه ممنونم از همه کسانی که لطف کردند اومدند و در این بحث دوستانه، شرکت کردند.این اولین مطلبی بود که به امید خدا دارم نتیجه گیریش در وب قرار میدهم امیدوارم مارا در بحث های بعدی هم یاری فرمایید.

البته اینم بگم که این نتیجه گیری هیچ وقت نمیتونه کامل باشه چون تعداد محدودی افراد در این بحث دوستانه شرکت کردند با وجود محدودیت وبلاگ ولی ای کاش میشد اکثریت شرکت کنند .

من این نتیجه گیری میگذارم ولی این به منظور این نیست که افراد دیگر در این بحث شرکت نکنند هنوز هم افرادی که خواستار شرکت در این بحث هستند همچنان میتوانند نظرات ارزشمند خود را به نمایش بگذارند.

نایت اسکین

نتیجه:تعدادی از افراد که حجاب قبول دارند ودر نظرات اکثریت هم بودن که این نشان از فرهنگ وتمدن کشور عزیزمان هست و واقعا جای شکر دارد.

وبعضی از آنها که ابراز داشتند زندگی هایی را دیدند که به علت نبود حجاب از هم پاشیده.

خیلی از نظرات در بردارنده این بود که حجاب امنیت افراد را تامین میکنه و مثل صدفی بر روی مروارید.

و در برابر نگاههای هوس آلود حفظ میکند.

بعضی افراد که خاطر نشان کردند حجاب بهشون آرامش میده

بعضی از افراد گفتند که این برهنگی که ناشی از تهاجمات فرهنگی وجنگ نرم است که به سراغ کشور عزیزمان آمده ولی به لطف خدا و به کمک مردم با فهم و کمالات کشورمون نقش یر آب میشه ان شا الله.

بعضی ها گفتن همین که انسان پیرو حضرت زهرا باشه چیز کمی نیست.

به طور کلی افراد با حجاب خیلی تاکید دارند که خانم و آقایی که بی حجابی انتخاب کردی مطمئن باش هم به زنگی دنیات و هم آخرتت لطمه زدی مخالف دستور خدا انجام دادی به حضرت زهرا بی اعتنایی کردی و مسلما نباید منتظر شفاعت حضرت باشی و تنها از نظر دین نیست که با حجاب زندگی بهتری داره حتی اگه از نظر علمی و روانشناسی هم تحقیق کنی لطمه های بی حجابی را خود درک میکنید.وبدانید که مردان حتی آنهایی هم که با بعضی از دختران دوست هستند موقع زن گرفتن به سراغ دختران با حجاب میروند.

فقط یک چیز من وبلاگ هایی را با عکس های نامناسب دیدم که نویسندگان محترمشان موافق حجاب بودن میخواستم به ایشان بگوییم که اگه قرار باشه ما عکس های ناجور بی حجابی در وبلاگمون به نمایش بگذاریم پس واقعا چه فرقی با افراد بی حجاب داریم خواهشمندم تجدید نظر کنید.

خسر الدنيا و الآخرة ذلک هو الخسران المبين
و اما افرادی که بی حجابی انتخاب کردن بعضی از افراد که من فکر میکنم علاوه بر حجابشون ادبشون هم مشکل داره من در این وبلاگ تاکید کردم که ما یک بحث دوستانه داریم و با کسی دعوا نداریم حرف های نامربوط و زشتی زدند که من از درج نظرات در وبلاگ خودداری کردم
عده ای دیگر سوال من با سوال جواب دادند و من فکر میکنم خودشون هم نمیدونند چرا بی حجابند
و عده ای دیگر که با فهم و کمالات بودند تصمیم گرفتند از این به بعد حجابشون درست کنند.ومن از آنها تشکر وقدر دانی میکنم و توفیق روزافزون ایشان را از خداوند متعال خواستارم.
نایت اسکین
ای خدای بزرگ و عزیز به همه ی ما حیا ، عفت و ایمان که سر منشا همه ی کارهاست ارزانی بدار .آمین

نایت اسکین

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و هفتم شهریور 1391ساعت 22:50  توسط سميه | 
روزی زلیخا با یوسف خلوت کرد و از فرصت به دست آمده استفاده نمود. روبه یوسف کرد و گفت: سرت را بلند کن و به من نگاهی کن.
یوسف گفت: می ترسم هیولای کور و نابینایی بر دیدگانم سایه افکند.
- زلیخا: به به! چه چشم های شهلا و زیبایی داری!
- یوسف: همین دیدگان من در خانه ی قبر، نخستین عضوی هستند که متلاشی شده و روی صورتم می ریزند.
- زلیخا: چه قدر بوی خوشی داری!
- یوسف: اگر سه روز بعد از مرگ من بوی مرا استشمام نمایی، از من فرار می کنی.
- زلیخا: چرا نزدیک من نمی آیی؟
- یوسف: چون می خواهم به قرب خداوند نایل شوم.
- زلیخا: گام بر روی فرش های پر بها و حریر من بگذار و خواسته مرا برآور.
- یوسف: می ترسم بهره ام در بهشت از من گرفته شود.
وقتی که زلیخا استقامت و پاک دامنی یوسف را دید و یقین کرد که تسلیم هوس های او نمی شود، از راه تهدید وارد شد و به یوسف گفت: حالا که چنین است تو را به شکنجه گران زندان می سپارم... یوسف با کمال نیرو گفت: باکی نیست، خدا یاور من است.
+ نوشته شده در  پنجشنبه شانزدهم شهریور 1391ساعت 15:24  توسط سميه | 
من و فاطمه بر رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله وارد شديم، پس ايشان را در حالى كه سخت مى‏گريست يافتيم، من عرض كردم پدر و مادرم فدايت يا رسول اللَّه! چه باعث شده كه شما اين چنين گريه ميكنيد؟

در پاسخم فرمود: اى علىّ! شبى كه مرا به آسمان بردند (يعنى معراج) زنانى از امّتم را در عذابى شديد نگريستم، و آن وضع براى من سخت گران آمد، و گريه‏ ام از جهت عذاب سخت آنان است كه به چشم خويش وضعشان را ديدم (شرح واقعه بدين قرار است):

زنى را به مويش در دوزخ، معلّق، آويخته بودند كه مغز سر او مى‏جوشيد، و زن ديگرى را ديدم كه به زبانش در جهنّم آويزان بود و آتش در حلقوم او ميريختند، و زن ديگرى را مشاهده كردم كه او را به پستانهايش آويخته بودند، و ديگرى را ديدم كه گوشت بدن خويش را ميخورد، و آتش در زير او شعله ميكشيد، و زنى ديگر را ديدم كه پاهايش را به دستهايش زنجير كرده بودند و مارها و عقربها بر او مسلّط بودند،

 و زنى را ديدم كر و كور و لال كه در تابوتى‏از آتش است و مخ او از بينيش خارج مى‏شود و همه بدنش قطعه قطعه از جذام و برص (خوره و پيسى) است و زن ديگر را مشاهد كردم كه در تنّورى از آتش به پاهايش آويزان است، و زنى را ديدم كه گوشت بدنش را از پس و پيش با قيچى آتشين مى‏برند،

و ديگرى را ديدم صورت و دستهايش آتش گرفته و مشغول خوردن روده‏هاى خويش است، و زنى را ديدم كه سرش سر خوك و بدنش بدن حمار است و هزار هزار نوع او را عذاب مى‏كنند و زنى را به صورت سگ ديدم كه از عقب بشكم او آتش مى‏ريزند و از دهانش بيرون ميريزد و فرشتگان با گرزهائى آتشين بر سر و پيكر او مى‏زنند.پس فاطمه عليها السّلام به پدرش عرض كرد: اى حبيب من، و اى نور ديدگانم به من بگو كه اينان چه كرده بودند و رفتارشان چه بود كه به اين عقوبت گرفتار شدند.

رسول خدا صلى اللَّه عليه و آله فرمود: اى دختر عزيزم امّا آن زنى كه به موى سرش معلّق در آتش بود، آن فردى بود كه موى سر خويش از نامحرمان نمى‏پوشانيد،

 و امّا آن زنى كه به زبانش آويخته بود او كسى بود كه با زبان، شوهر خويش را آزار مى‏داد، و آنكه به پستانهايش آويزان بود شوهردارى بود كه از آميزش با شويش پرهيز نداشت و امّا آنكه به پاهايش معلق در دوزخ بود كسى بود كه بدون اذن‏همسر خود از خانه بيرون مى‏رفت،

و امّا آن زنى كه گوشت بدن خويش را مى‏خورد آن بود كه خود را براى نامحرمان زينت مى‏كرد، و امّا آنكه دست و پايش را به هم زنجير كرده بودند و مارها و عقربها بر او مسلّط بودند زنى بود كه درست وضو نمى‏ساخت و لباسش را از آلودگى به نجس، تطهير نمى‏كرد، و غسل جنابت و حيض بجاى نمى‏آورد و خود را نظيف نمى‏ساخت،

 و به نماز اهميّت نمى‏داد، و امّا آن كر و كور و لال زنى بود كه از غير شوهر خويش داراى فرزند مى‏شد و به شوهر خود نسبت ميداد، و آنكه گوشت بدنش را با مقراضها مى‏بريد پس وى زنى بود كه خود را در اختيار مردان اجنبى مي نهاد و خود را بدانها عرضه مينمود، و امّا آن زنى كه سر و رويش آتش گرفته بود و مشغول خوردن روده‏ هاى خود بود آن كسى بود

كه دلّالى جنسى به حرام ميكرد، و امّا آنكه سرش سر خوك و بدنش بدن حمار بود آن زنى بود كه سخن‏ چينى به دروغ مينمود، و امّا آنكه رخسارش رخسار سگ بود و آتش در دبر او ميريختند و از دهانش بيرون مى‏آمد آن زنى آوازه‏ خوان و نوحه‏گر و حسود بود، آنگاه پيامبر صلى اللَّه عليه و آله فرمود: واى بر زنى كه شوى خويش را به غضب آرد، و خوشا به حال‏ بانوئى كه شوهرش از او راضى باشد.

 

ای زن به تو از فاطمه اینگونه خطابست              

ارزنده ترین زینت زن حفظ حجابست

 


+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 18:14  توسط سميه | 
اول تشکر میکنم از دوست عزیزی که جواب این پرسش را خواستار بودند امیدوارم مطالب زیر مفید واقع شود.

برای پاسخ به این سوال بنده آدرس http://makarem.ir/websites/farsi/articles/?qid=13945&gro=7052

پیشنهاد میکنم بخونید .

و گزیده ای از پاسخ آقای پناهیان را در جواب این سوال که خودم گوش کردم و تایپش کردم براتون میگذارم.

نایت اسکین 

گزیده ای از سخنان آقای پناهیان در جواب اجبار حجاب

اگر کسی داشت رسما علاقه به دیگران را تحمیل می کرد باید ممانعت بشود فلسفه منع بی حجابی این است که خانم ها می توانند با نوع پوشش خود علاقه به دیگران تحمیل کنند یک سلسله گرایش های هوس انگیز یک سلسله درگیری های روحی ، می توانند یک سلسله هوس ها یی در دیگران بیدار کنند و به آنها تحمیل کنند به خاطر طبیعتی که در رابطه ی زن ومرد وجود دارد و دیگر حجاب تبدیل به یک مسئله ی اجتماعی می  شود  و مسئله ی فردی ومعنوی نیست .

و لذا حجاب مهمتره یا نماز؟ ارزش واهمیت نماز در بعد فردی ودینی خیلی ارزشش بیشتر ومهمتر از حجاب هست  چرا نماز در جامعه ی ما اجباری نیست ؟ چون فردی هست اما چرا حجاب اجباری هست؟ چون فردی نیست بحث رابطه ی شما وخدا نیست نمی توانیم بگوییم خودم مثل اینکه شما جلوی یک بیمارستانی شروع کنی به بوق زدن بگویی آقا من ماشین را  با بوقش خریدم ا صلا به  خاطر بوقش خریدم مگویند بله  تا آنجا که مربوط به شما می شود ، شما برو تو پارکینگ خونتون تا آنجا که میتوانی بوق بزن ولی آنجایی که رسید به گوش بیمار ها دیگر دارید  آلود گی صوتی ایجاد میکنید  ما باید جلوی آلودگی های روانی را هم بگیریم این یک واقعیت هست پس آزادی و حالت شادی این نیست که آن طرف خیابان هرکسی خواست حجاب داشته باشه و این طرف خیابان هر کسی خواست حجاب نداشته باشه به طبیعت زن ومرد که مراجعه کنیم می بینیم این یک نابرابری هست چرا ؟ این طور میتوانیم بگوییم هر کسی خواست نماز بخواند هر کسی نخواست نخواند کسی نمیتواند از کسی بپرسد که آیا شما نماز خواندید یا نه ؟ مسائل اجتماعی ومعنوی هم بسیاری از آنها باز هم در حیطه ی اجبار قرار نمی گیرد مثل:

نماز جمعه یا نماز جماعت . هم اکنون در عربستان می بینیم نماز جماعت رفتن کمی توام با زور هست اصلا حق ندارید به نماز جماعت نروید مغازه ات باز باشد میآیند می زنند

در جامعه ی ما کی پلیس آمده  در مغازه بگویید آقا شما چرا مغازه ات سر ظهر باز است با اینکه نماز جماعت دیگر شخصی معنوی نیست اجتماعی و معنوی هست اما در این حیطه اجبار وجود ندارد پس چرا در مورد حجاب اجبار هست چون یک مسئله اجتماعی روانی هست پس وقتی بی حجابی باشد از نظر روانی  تجاوز به حریم دیگران محسوب می شود بحث آزادی روانی به عنوان یکی از مسائل آزادی اجتماعی دیگر بحث در حد مسائل اخلاقی پنهان نمی ماند که من از نظر اخلاقی دارم دیگری را رعایت میکنم یا نه من باید ببینم  که آیا دارم اقدامی انجام می دهم که صدمه بزنم به چیز های دیگری در جامعه خودم یا نه

اخیرا در اینترنت دیدم که یک کسی در کانادا بر اساس تجربه  ی موفقی که داشته برای مدارس تفکیک شده بین دختران وپسران  مقاله مفصلی داده .

یا در یک آماری چند سال پیش 70 درصد مدارس موفق آمریکا در یک بررسی نشان داده که 70 درصد  آنها مدارس تفکیک بین دختر وپسر بوده است

پس ما زیاد بار حجاب را روی دوش  معنویت وایمان نیندازیم این یک بحث روانی هست.

نایت اسکین

 

+ نوشته شده در  جمعه سوم شهریور 1391ساعت 7:58  توسط سميه | 

روز اول وقتی وارد کلاس شدم از دیدن افراد محجبه ی زیاد در کلاس، با این که رشته جامعه شناسی است، خوشحال شدم.

اما ترم دوم که شروع شد، تغییراتی را در پوشش بعضی از بچه ها می دیدم. یکی از بچه های محجبه کلاس چادرش را کنار گذاشته بود و با مانتو(البته ساده) وارد کلاس شد.

یکی دیگر از دوستان که از دانشجویان رشته مهندسی بود و بر اساس علاقه اش این رشته را انتخاب و همیشه لباس ساده و مانتوی سنگینی به تن داشت، تغییر کرده بود. حالا دیگر روسریی را که بیشتر موهای او را نشان می داد، را به سر می کرد.

اما بشنوید از ترم سوم…

حالا کسی که چادرش را ترم دوم کنار گذاشته بود کمی آرایش ملایم روی صورتش دیده می شد. کسی که در ترم دوم لباسش تغییر کرده بود و روسری نازک به سر می نمود حالا دیگر آرایش ملایمی می کرد و به دانشگاه می آمد.

در کنار این دو نفر دوستانی بودند که نوع چادر آنها از چادر معمولی به چادر ملی و عربی تغییر وجهه داده بود و این تقریبا آغازی برای تغییر در پوشش به شمار می رفت.

عجیب است که در رشته انسانی به خصوص در رشته های علوم اجتماعی و جامعه شناسی یا حتی مطالعات زنان این تغییر پوشش به وضوح دیده می شود.

عده ای این تغییر پوشش و یا حتی نوع تغییر در آرایش صورت را، روشنفکری تلقی می کنند و معتقدند که حجاب نشانه ای از عقب ماندگی و دگم بودن به شمار می آید.

از طرفی وقتی از خود این افراد دلیل تغییر پوشش را می پرسی و می خواهی بدانی اعتقاد آنها به پوشش یا حتی مذهب و دین چیست؟ آن را عامل دین و مذهب به شمار نمی آورند و تنها آن را عاملی سیاسی و معرف گروه خاص بودن می دانند و معتقدند که ایمان به قلب فرد است نه لباس و پوشش او.

به نظر می رسد چنین تعبیری، تعبیری است برای آنکه عمل خود را درست نشان دهند. درست که ایمان به قلب و نیات فرد بستگی دارد و عوامل ظاهری نشان دهنده اعتقاد واقعی افراد و یا حتی اعتقاد واقعی آنها نیست. ولی هر اعتقادی وجهه بیرونی و ظاهری هم دارد.

هر آنچه که انسان قلبا به آن اعتقاد داشته باشد نمادی از آن در بیرون وجود خواهد داشت. انسان پاک و با ایمان که اعتقاداتش قلبی است هرگز نمی پسندد و نمی تواند تحمل کند که مورد دید و نگاه ناپاکان قرار بگیرد.

از طرفی اگر آگاهی و علم و روشنفکری مساوی با بی پوششی و عریانی باشد در این صورت به قول شهید بزرگوار استاد مطهری، حیوانات از ما متمدن تر و روشنفکرتر خواهند بود. در صورتی که علم و دانش انسان باید بر معارف آن بیافزاید و بر اساس معارفی که انسان کسب می کند. شاید یکی از دلایل این که رشته های علوم انسانی به خصوص علوم اجتماعی این دید را و نحوه رفتار را گسترش می دهند به تاثیر دیدگاه سکولار آنها یا جدایی دین از سیاست باز می گردد.

منبع:http://blog.hannane.ir/

نایت اسکین
 
+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 16:38  توسط سميه | 

نایت اسکین

پیامبر فرموده اند:خدا مردانی را که شبیه زن می‏شوند و زنانی را که خود را شبیه مرد

قرارمی‏دهند ، نفرین کرده است.

نایت اسکین

 در حدیث قدسی آمده است :به بندگانم بگوئیدبه لباس دشمنانم در نیایند و خود را شبیه

دشمنان من نکنند که در این صورت آنها هم دشمنان من خواهند بود

نایت اسکین

حضرت علی(ع) فرمودند: بر شما باد بر پوشیدن لباس ضخیم؛ چرا که هرکس لباسش نازک

باشد، دینش نازک است.

نایت اسکین

 پیامبر فرمود: لباسی بپوش که انگشت نمای مردم نشوی و عزت واحترامت هم محفوظ بماند.

نایت اسکین

 رسول خدا(ص) فرمود: «بهترين زنان شما، زني است که براي شوهرش آرايش و خودنمايي کند، اما خود را از نامحرمان بپوشاند».

نایت اسکین

نایت اسکین

+ نوشته شده در  چهارشنبه یکم شهریور 1391ساعت 16:7  توسط سميه | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
من یک شیعه هستم و دوست دارم نظرات دوستان خودم را پیرامون بعضی مسائل بدانم.

و در بعضی موارد مشکلاتی با هم حل کنیم به شکرانه خدا که چند مشکل هم با گفتگویی حل شد.


خدایا چنان کن سرانجام کار
تو خشنود باشی و ما رستگار


×××××××××××××××××××××××××
توجه داشته باشید :
ممکن است عاشق زیبایی کسی شوید اما ،
یادتان باشد که در نهایت مجبورید
با سیرت او زندگی کنید نه صورتـش ...!
×××××××××××××××××××××××××


خواندن بی اندیشه بیهوده است ؛

و اندیشه بدون خواندن خطرناک ...













نوشته های پیشین
اسفند 1392
مرداد 1392
تیر 1392
شهریور 1391
مرداد 1391
آرشیو موضوعی
مقدمه
چرا حجاب یا چرا بی حجابی؟
علت حجاب خودم
صمیمی با خدا
شکر گذار خدا
حدیث حجاب
بی حجابی نشانه روشنفکری؟
چرا حجاب اجباری است؟
گزیده ای از حدیث معراج
یوسف و زلیخا
نتیجه گیری کوچکی از مبحث حجاب
اطلاعيه مهم
چرا حجاب یا چرا بی حجابی؟! (2)
عصر يك جمعه ي ....
حجاب در دين مسيحيت
حجاب محدوديت است؟!
ضرب و شتم یک زن آمر به معروف در خانی‌آباد
بدحجاب؟؟
مصاحبه یک آقایی از طریق نظرات با بنده
دل سوزی جبرئیل
پیوندها
روزهای انتظار
شهید سید حسین یزدان پرست
به نام نخلبند باغ هستی
دختر شلوغ پلوغ
لیلی هستم
وبلاگ پسران و دختران مجرد
ریحانه
عشق کافی نیست
دختر چادری
شمیم انتظار
داستان های واقعی 2 عاشق
زیر بارون
خدایا عزیزم را نگیر از من
اشک ...... خدا
نگاتیو
لاله مطهر
دلتنگم
فرشته
لقمان قرن 21
نیک و نیکا
وروجک شیطون
حرف های دلم
به کجا چنین شتابان
تنهایی ...انتظار ...بیزارم ازت
کیمیا 75
فطرس ملک
زندگی
ساحل مکران
صدفی برای مروارید
دختران ماه پيشوني
راه بي پايان
♥♥یک کهکشان پر از افکار♥♥
معبر سایبری فندرسک
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM